تبليغاتX
رایحه
خانه | آرشیو | پست الکترونیک
رازنیاز

 

خداوندا کیست که ساغرمحبت ازدست تو نوش کرد

وحلقه بندگی دیگری درگوش کرد؟

 کدامین نرگس پای نیاز درچشمه ی توشست

وچشم شیفتگی به توندوخت ؟

خدایا کدامین کهکشان برگرد توگشت

وواله وحیران تونگشت ؟

 عزیزا، کدامین نیلوفرآبی به عشق تو سرفراآورد

 وجاذبه مهرتو دید وبه برکه گریخت؟

معشوقا کدامین انسان پیشانی عشق بر خاک ربوبیت تو سائید

و شیرینی محبت تو چشید ودل به دیگری سپرد؟

خداوندا :مرا ازآنانی قرارده 

که خانه دل برای ورود تو از اغیار تهی کردند .

آنان که درفضای خلوصشان ،جزرایحه ی تو نپیچید.

 ودربرکه چشمشان، جز نیلوفر آبی تو نروئید .

 آنان که بودشان را جزدرسجود وسپاس تو ندیدند.                                               آمین

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در جمعه 22 آبان1388 و ساعت 14:37 | 
وصال یار
رضا به حق که رضایی ، رضابه حکم قضایی

تو خاک رابه نگاهت ،به سیم وزربنمایی

به بارگاه تو آیم ، به عشق شورونوایی

خدا کند که تو چشمی، به زائران بنمایی

فدای صحن وسرایت  ، که نور برسرمایی

تو امتی واما مت، به شهروکشورمایی

به قلب اهل ولایت، تو چلچراغ وضیایی

به درد های دل ما، طبیبب درد ودوایی

به وقت رفتن جانم،خداکند که بیایی

به حشرونشر قیامت، شفیع وشافع مایی

کنار ساقی کوثر، کناردست خدایی

به عاشقان ولایت، دربهشت گشایی

کنارحوری وقلمان ،می طهورچشانی

فدای ساغر وساقی ، بده به رسم گدایی

بریزباده به جانم، که آمدم به ندایی

به وصل یاررسیدم ، به نغمه ای وصدایی

نسیم خلد بیاید دمی، که رخ بنمایی

به هم نشینی خوبان ،به روضه های رضایی

خوش آن زمان که بهاران ، کنارمن به درآیی

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در سه شنبه 12 آبان1388 و ساعت 23:42 | 
روضه ی بهشت
السلام علیک یا علی بن موسی الرضا

السلام علیک یامعین الضعفاء والفقراء

السلام علیک ایهاالصدیق الشهید

سلام برتوای نور خدادرظلمت زمین

سلام برتوای ستون استواردین

سلام برتوای چشمه ی یقین

سلام برتو ای آیت مبین

سلام برتو ای حصن حصین

سلام برتوای شورآفرین

سلامی به خلوص ایثار مادرانمان

 وبه صداقت خون جوانانمان

وبه عمق مهر پیرانمان

 

دربارگاه قدسی  سلطان ارض طوس

 

با معرفت قدم بنه ودر گهش ببوس

 

با نام حق قدم زن وتسبیح اوبگو

 

تکبیر وتهنیت وتهلیل حق بگو

 

عرض سلا م به پیشگاه عظیم ومقدسش

 

 سائیم سر به ضریح مطهرش

 

او شا فع است وشفیع است ومعتبر

 

راضی بود به رضای خداوند مقتََدَر

 

شویم غبار درش رابه اشک چشم 

 

سرمه زخاک ضریحش به هردوچشم

 

شاهان روزگار ثنا خوان مدح او

 

رکن ومقام وصفا ومروه هم زاو

 

صحن وسرای رضا روضه بهشت 

 

برزائرین حرم ،جنت اونوشت

 

در آستان رضا نورحق بین

 

 آید زگنبد وگلدسته برزمین

 

ما آمدیم به پابوس شهنشا ه انس وجان

 

تا گوشه ی چشمی به ماکندعیان                      


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در چهارشنبه 6 آبان1388 و ساعت 18:33 | 
مشاعره شعرای بزرگ
شاه نعمت الله ولی:                                                                         

 ما خاک راه را به نظر، کیمیا کنیم 

 صد درد را ،به گوشه چشمی دوا کنیم         

 دربند صورتیم وچنین، شاد وخُرّمیم     

  بنگر؛ که درسرا چه معنی، چه ها کنیم                                    

 رندان لا ابالی ومستان سرخوشیم  

 هشیار رابه مجلس خود ،کی، رها  کنیم

حضرت حافظ: 

 آنانکه خاک رابه نظر، کیمیا کنند 

آیا بود که گوشه چشمی، به ما کنند

دردم نهفته به ،زطبیبان مدّعی

باشد که از خزانه ی غیبم، دوا کنند

چون حُسن ِعاقبت، نه به رندی و زاهدیست  

 آن به ،که کار خود به عنایت ،رها کنند

پیراهنی که آ ید ازاو ،بوی یوسفم

 ترسم ،برادران  غیورش، قبا کنند

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در چهارشنبه 29 مهر1388 و ساعت 14:46 | 
محراب عشق
بازهم جمعه شدودل طلب یار کند

آه کی آید و یاد ازدل بیمار کند

خوانمش از ته دل،داد زنم برهرکوی

که براین دل نظری،لحظه ای،تیمارکند

اوشنیدست صدایم ، جوابم دادست              

نی تواند که دل خفته ، بیدارکند

کاش می شد دیده ام بررخ اوبازشود

کاش چشم دل، تواند بااو دیدار کند

این دم، شرار شعله ی عشقم زحدگذشت

باید که سینه ،دل ،قربانی دلدار کند

شب وصال ،زسرا پرده گل فشانم من

گویم به ماه ،بیشه ها  پر، زسپیدا رکند

سرود م شعر شورانگیزی ازعشق

بدان امید که در محراب ،دل ،با تو دیدار کند

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در جمعه 17 مهر1388 و ساعت 10:59 | 
جاودانگی

  
پرده ها را هرروزکنارمی زنم 

به کبوترهادانه می دهم

گلها را تشنه نمی گذارم

وبه خورشید سلام می کنم....

چرا که باور زندگی باورتوست

ای بیدارترین خفته ی عاشق

اگرچه نگاه آبی تو را چشمان ترمن تابینهایت انتظار می کشند

 در این رویای پر هیاهو که زندگیش می نامیم

 هر لحظه تولد عشق ما حقیقتی جاریست

 زمان... ابهام شگفتیست

 گویی سالها از هجران تو می گذرد

با این همه دستانم از مهر دستان هنر آفرین تو گرم گرم است.

وآبستن آفرینش ...گویی

حتی ثانیه ای به ابدیت ما راه نیافته است

وما چه آشکار در این حقیقت بزرگ جاودانیم    شاعر: یکی از دانشجویان پروفسورنجومی

به یاد شادروان، پروفسور احسان نجومی( استادوعضوهیئت علمی دانشگاه صنعتی شریف) که زمینیان هنوز او را درنیافته ، آسمانیان اورا چه زود یافتند.

وتقدیم به خانواده محترمش ..واستاد ارجمند م سرکار خانم اعلمی

 

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در دوشنبه 13 مهر1388 و ساعت 0:1 | 
حماسه ی جاوید
 

یادمان هست که در ازدحام حضورسنگر عشق،  

کوله بارصداقت وامید،روی دوش نگاهمان جاداشت

وغریوتفنگهامان نیز مهربانی وعشق را می کاشت.

 روزهایی که انتهای نگاه ،جز به نقش سحر نمی پیوست

وتصاویر سرکش دریا قایق ثابت اجابت بود.

 درحضور نجیب نگاه ،چشمها ،لایق لیاقت بود.

آن زمان نشانه ی ایمان ، سنگر شجاعت بود

 وکنارمهربانی ها ،حرف حق رشادت بود

ودرآن حماسه ی جاوید ،تنها ،انسان، به معنی انسان ،لایق شهادت بود .

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در دوشنبه 30 شهریور1388 و ساعت 14:55 | 
مناجات

سپاس خدای را برآنچه ازخدائی خود بما شناسانده، وبرآنچه از شکر

خود به ما الهام کرده ،و بر آن درها که از علم ربوبیتش بر ما گشوده،

 وبر اخلاص درتوحیدش که به آن رهبری کرده وما را از کجروی و

شک درکارخود دور ساخته ،..........


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در چهارشنبه 25 شهریور1388 و ساعت 18:12 | 
جاودانه مرد

درپیشگاه خدا ناله می کند:

خداوندا،خدایا ،بارالها ، ایزدا، پرودردگارا

ای خدای نیکی وپاکی خدا ی هستی وای رازق بی چون

کنون این بنده خواروذلیل توست که پیش قبله ات سربرنشان بندگی دارد

خداوندا، خدایا، رحم کن بربندگانت وآنها رابه راه نیکی وپاکی هدایت کن.

این صدای اوست ،

این صدای ناله های اوست ، صدای مرد حق ، مرد خدا آن  مرد بی همتا،علی،

 همان مردی که باید بهرپیغمبر وصی باشد ،همان مردی که باید رهبروالاتبار

 شیعیان باشد،همان مردی که باید رهبر آ زاد گان با شد ، همان مردی که

 او باید امیر مومنان باشد واو باید که باشد، از برای جامعه مصلح ،

برای مصلحین فاتح، برای فاتحین رهبر، برای رهبران  افسر،  برای افسران

 سرور،برای سروران تنها نمونه ،نمونه از برای راد مردیها ، شجاعتها، عدالتها،

سخاوتها، کرامتها............


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در چهارشنبه 18 شهریور1388 و ساعت 16:8 | 
ترنم وصال

  جمعه ها حرف من ازشعروشعورست هنوز

دل ماتـــم زده ام غـــــــرق غرورست هنوز

***

جمعه ها گــرچـه دلــم محـــو تمنای توشــد

لیک،عالـــم، بـخـداغــــرق تـولای توشـــد

***

جمعه هـــا مـاه،خجالت زده ی خورشیدست

نــــورخــورشـــید، درون دل ماتبـعـیـدست

***

جــمعـه هـــا ابـــر،چــرا اشــک ترنّم دارد

 ســیـــل ،بـــرمــــزرعه ها میل ترحّم دارد

جمعـه ها مـــــوج ،چـرا قصـد تغیّــر دارد

مـــاهـی ازصـــبر زمین، شوروتحیّـردارد

جمعه ها این دل من ،حال تضـــــــرّع دارد

گـــو یـــیا  و لــوله حـــج تمـتـّــع   دارد

جمعه ها دل اگــــرش حال تزلزل دارد

شاعـــر ســـوخــته دل، حـال تغزّل دارد

جمعه ها اشــک ،بـرنــدبــه تقابـل دارد

چشم بی تــاب ،به روی تو تمــایل دارد

جمعه ها نــوع بشــر،رو به تــنوّع دارد

 نیــکتــر آن که به ره ،عشق تشیّع دارد

جمــــعه ها یاس، تمنای طــراوت دارد

شیعه مست است، که مولا وولایت دارد

جمعه ها شـــعرمن، آغازوحلاوت دارد

 بیـــت آخر ،خبر از داغ  فراقت  دارد

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در پنجشنبه 12 شهریور1388 و ساعت 16:30 | 
منظومه فرازهایی از دعایی ابوحمزه ثمالی
 

بسم الله الرحمن الرحيم

به نام خداوند بخشاينده مهربان

اِلهي لا تُؤَدِّبْني بِعُقوُبَتِكَ وَلا تَمْكُرْ بي في

خدايا مرا به مجازات و عقوبتت ادب مكن و مكر مكن به من

حيلَتِكَ مِنْ اَينَ لِي الْخَيرُ يا رَبِّ وَلا يوُجَدُ اِلاّ مِنْ عِنْدِكَ وَمِنْ اَينَ

با حيله‌ات. از كجا خيري به دست آورم اي پروردگار من با اينكه خيري يافت نشود جز در پيش تو و از كجا

لِي النَّجاه وَلا تُسْتَطاعُ اِلاّ بِكَ لاَ الَّذي اَحْسَنَ اسْتَغْني عَنْ عَوْنِكَ

نجاتي برايم باشد با اينكه نجاتي نتوان يافت جز به كمك تو. نه آن كس كه نيكي كند بي نياز است از كمك تو

  وَرَحْمَتِكَ وَلاَ الَّذي اَسآءَ وَاجْتَرَءَ عَلَيكَ وَلَمْ يرْضِكَ خَرَجَ عَنْ

و رحمتت و نه آنكس كه بد كند و دليري بر تو كند و خوشنودي‌ات نجويد از قدرت تو  بیرون رود

قُدْرَتِكَ يا رَبِّ يا رَبِّ يا رَبِّ

خدایا عقوبت  مکن با ادب                مکن مکرو حیله من بی ادب

بجز نزد تو خیر اندر کجاست          همه بندگان پیش تو بینو است

به غیرازتوکس کی نجاتم دهد               ز رحمت  تواند حیاتم دهد

اگر بد  کنم باز نیکی کنی                   ببخشی گناهم خدایی کنی

شبانگاه یا رب یارب کنم                        بتو آشنا یی  بی حد کنم


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در پنجشنبه 5 شهریور1388 و ساعت 15:47 | 
باران رحمت

شهرُرَمَضان اَلذی انزل فیهِ القُرآ ن

ازسرچشمه ی گوارای رجب درظرف فطرتهای پاک نوشیدیم  ،با حیات طیبه درشعبان خوگرفتیم وبا ندای  دُعـــیــتُم اِلی ضیـا فـَة الله   لبیک گویان به منازل پر فیض رمضان رسیدیم، تا سربرزانوی یار بسائیم وباتمام وجود ندای یا عَـلــیُّ یا عَــظــیم را زمزمه نمائیم واز خوان گسترده اش بهره برده تابه سرمنزل لیلةََ القدررسیده ونظاره گرنزول ملائـــــکه برقََلّه های رستگاری با شیم ودرزیر پرچــــم هُـدَیً لِلنـاسِ وَبَیِـناتٍ مِنَ الهُـــــدی وَالــــــفُـــــرقان آرام بگیریم وتا نغمه هــــای سحرگاهــــی چنان بیتوته کنیم که اشک فراق چشمانمان راشستشودهد وضیافت بی یاررا نپذیریم ومشتاقانه به لقاء یار برسیم که فرمود :

فاِنّــی قَــریــبٌ اُجـیبُ دَعــوَةَ الـــدّاع

باران رحمتش ارزانی باغ دلهای پر مهرتان

التماس دعا

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در شنبه 31 مرداد1388 و ساعت 21:20 | 
پرنسس آمریکایی

    درنیم قرن گذشته یک زوج آمریکایی عروسکی را طراحی و تولید کردند که به زودی

ملکه عروسک های جهان شد و بردل های میلیون ها کودک ونوجوان حکومت راند.

این پرنسس چشم آبی که نماد وسمبل فرهنگ آمریکایی محسوب می شد،

نقش ممتازی درحوزه فرهنگ سازی بازی کرد وتاثیرات تربیتی شگرفی ازخود به جای گذاشت.


ادامه مطلب
|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در چهارشنبه 28 مرداد1388 و ساعت 18:33 | 
دنیا را نگه دارید
می خواستم زندگی کنم؛ راهم رابستند ستایش کردم، گفتند خرافات است

 عاشق شد م، گفتند دروغ است گریستم، گفتند بهانه است خندیدم،گفتند دیوانه است دنیا را نگه

دارید، می خواهم پیاده شوم ( دکترعلی شریعتی )

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در یکشنبه 25 مرداد1388 و ساعت 11:54 | 
لطفا بخوانید...
ویژگی اهل دنیا درحدیث معراج .-1-زیاد می خوابند2- زیاد می خندند 3-زیاد  می خورند

4- زیاد خشمگین میشوند5-کمترراضی میشوند 6-ازکسانی که نسبت به آنها

 اسائه ادب کرده اند عذرخواهی نمی کنند 7- اگرکسی ازآنها عذر خواهی نمود

 عذراورا نمی پذیرند 8-هنگام اطاعت کسل وبی نشاط اند 9-هنگام معصیت

شجاع وجسورند 10-ارزوهای طول ودراز دارند درحا لیکه مدت عمر آنها

کوتاه اجل آنها نزدیک است.
|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در شنبه 24 مرداد1388 و ساعت 21:17 | 
آنقدر نیامدی که آمدنت دیر شد دگر

آنقدرنیامدی که سحرگاه جمعه هم

 

همچون غروب آن دلگیرشـد دگر

آنـقدرنیامدی که دعاهای ندبه مان

 

برگوش وجا نمان فراگیرشـددگر

آنـقدرنیامدی که دعــای عـــــهدها

 

ازچل به چار صد پی گیر شددگر

آنقدرنیامدی که واژه عشق درلغت

 

مـردود و شاید غلــط گیرشـددگر

آنقـدرنیامدی که  پدر آن جوان پاک

 

از غصــه ی فـراق تو پیر شـددگر

آنقـدرنیامدی که قــدوم منتـــظران

 

در باغ انتظــار زمیـن گیر شـددگر

آنقـدرنیامدی که گلـهای نرگـس ما

 

دربیــشه وحــشـی درگیرشـددگر

آنقـدرنیامدی که خو  نخوار رو زگا ر

 

درجنـگل سیه  چون شیرشـددگر

آنقـدرنیامدی که نالـه های سحـــر

 

آمـد به صبـــح و شبـگیـر  شـددگر

آنقـدرنیامدی به قول آن شاعرد گر

 

مهدی،جوان سینه زنت پیرشددگر

آنقـدرنیامدی کـه با نیــامـــــــدنـت

 

آدم ز عـالم خــاکی سیــرشـد دگر

آنقـدرنیامدی که دگر جان فاطــمه

 

تسـلیم حـق شـدو ره گیرشـددگر

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در یکشنبه 18 مرداد1388 و ساعت 14:31 | 
یا اباصالح ادرکنی
 

گلها رخ بپوشا نید که زیبا ترین  گل عالم  می شکفد.

سروها به تعظیم در آ یید که سرا فراز تر ین سرو عالم برپا می ایستد.

نسیم ها بایستید که از ملکوت خدا نسیمی دیگر می وزد.

ستا ره ها  خاموش شوید که خورشید غروب ناپذیری امشب برآ سما ن طلوع می کند.

اشکها لبخند شوید که نیکوترین مژده به گوش می رسد.

نادانیها بمیرید که فصل دانایی آ غاز می شود.

فر شته ها از بهشت خدا فرود آ یید که حجت خدا به دنیا می آید.وستمگران بمیرید

مهدی آل طه به دنیامی آید

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در پنجشنبه 15 مرداد1388 و ساعت 0:26 | 
مهدی موعود

یابن الحسن روحی فداک                   متی ترانا ونراک

چگونه ترا بسرایم ای تک سوار جاده های سبز تومرکز

ثقل حضوری، صدای پای رهایی خنجر آب دیده عدالت،

جلوه سحری، آبروی انسانی. دریا در تو وضو می گیرد و آسمان

بر پهنه سینه تو به نماز می ایستد ، جهان باوجود تو برمدار

عشق می چرخد و تو برمدار خود، تو در کجای جهانی که

خورشید به نام تو سلام می کند ای گوشواره عرش الهی؛

آرمان انتظار را به کوله بار صبر و یقین بر دوش می کشیم

و بر ترنمّ  آوای ظهورسرخوشیم . هر  صبح  و مَساء یاد طلوع

تو را درسینه می پرورانیم. از ثَری تا ثریّا دلهای بی قرارمان

شیدای یک  نگاهت ، ازسواء تا ماسواء جانهایمان نثار

مقدمت باد. ای سرخ ترین  سپیده؛ تو می آیی و  انتظار از

لغت نامه هاپاک می شود و ظهور تو بی تردید بزرگترین

 جشن عالم خواهد بود.

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در پنجشنبه 8 مرداد1388 و ساعت 21:57 | 
دمی با مولانا
دعا در مثنوی از جایگاه ویژه ای برخوردار است ومولانا براین باور است که دعا به نوعی تلفن آدمی است به خداتا ازاین طریق باخدای خود صحبت ودرددل کندوارتباط داشته باشد.درواقع راه وصل به معشوق است و می بایست بدون این که منتظر جواب باشیم یابدون چشم داشت وتوقع ازنتیجه ی آن دست به دعا برداریم.چه خود عمل دعاودیعه وموهبتی است ازجانب خداوند که به هرکس داده نمی شود تابااو وصل شده وتوفیق صحبت ودرددل رایابدودراین باب چنین می سراید:

هم از اول تودهی میل دعا                                            تودهی آخردعاها را جزا

ومصداق این شعر در قرآن کریم آیه ۵۵سوره اعراف است که می فرماید:(بخوان پروردگارت رابازاری ودرنهان که خداوند دوست ندارد حسابگران ومعامله گران را)

درجای دیگرمولاناراجع به دعااین چنین می گوید:

آن یکی الله می گفتی شبی                                    تاکه شیرین میشدازذکرش لبی

گفت شیطان آخرای بسیارگو                                     این هـــمه الله را لـبیــــــک گــو

می نیاید یک جواب از پیش تخت                                چند الله میزنی باروی ســــخت

اوشکسته دل شدو بنهادسر                                       دید در خواب او خضر را در خَضَر

گفت:هین ازذکرچون وامانده ای                               چون پشیمانی ازآن کش خوانده ای

گفت : لبیـکم نمی آید جـواب                                    زان همی ترسم که باشم رد باب

گفت: آن الله تو لبیک ماســت                                    وآن نیازودردوسوزت پیک ماسـت

حیله هاوچاره جویی های  تو                                       جذب مابود  وگشاداین پای تو

ترس وعشق توکمند لطف ماست                                 زیر هر یا رب تو  لبیـک  هاست

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در چهارشنبه 7 مرداد1388 و ساعت 18:23 | 
آن حسین کیست که بستند به سرکلمه ی او؟

دردفتر شـعر خاطراتم  گم شد                  آن دم که قلم خواست ستاید شه دین

درمسلخ عشق چهار پامردم شد              در  مکـتب  مـــردان خــدا  و  شـه  دین

درِِِِ گاه  فدا کاری  و ایثار چــــه شد              هفتادو دوتن یاربجاماند برای شه دین

امروز کـه نام ا و سـر بنـــــد تـو شد            باید که شود مرامت همچون شه دین

فردا  که زکفر و ظلم  جهانی پرشد             پاینده شود قیامت اربودقیام شه دین

افسوس که نامش همه جابرلب شد          عاری  زکـرا مـات و مر ا م  شه  دین 

حق صورتش ازسیلی ناحق خون شد         شمشیرعدالت برنیامدزنیام شه دین

گفتـا که فرات مهـریـه ی زهــر ا  شد            گفتش که دگر هیچ نگو  از شه  دین

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در یکشنبه 4 مرداد1388 و ساعت 0:28 | 
شعبان مبارک

       در چشمه زلال رجب  تطهیر کردیم روح وجان صفا دادیم و بادلهای خالی از هر گونه بدی به استقبال ضیافت  الله در باغ پرنعمت شعبان می رویم  واز شجره طیبه نبوت بهره مند شده تابه خوان گسترده رمضان برسیم وتاتتنزل الملائکه ازروح الامین یاری بجوییم  و باندای "یا ایُها النّاس اِر جِعی اِلی ربک راضیة مَرضیه" به سوی رضایت محبوب بشتابیم. 

که "هذا شَهرُ نَبیّک سیّد رُسُلک شَعبان الّذی حففته مِنکَ با لرّحمة و الرضوان"   

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در جمعه 2 مرداد1388 و ساعت 19:25 | 
خورشید من

عالم شده ازعشق تو بی تاب بتاب

منجمان گفته اند که فردا به هنگام طلوع خورشید می گیرد برخی نیز پیش بینی کرده اند که با ظهور مهدی فاطمه خورشید میگیرد...مهدی جان اگرفرداجمعه بود امیدم به آمدنت بیشتربود..بیا...متی ترانی ونراک                

              اللهم عجل لولیک الفرج                 

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در چهارشنبه 31 تیر1388 و ساعت 1:20 | 
شبی نورانی
شب ازنیمه گذشته بودنفسها بشماره افتاده بود تاغارچندقدمی بیش نمانده بودکی میتوانم باورکنم که من درجایی قدم میگذاشتم که برترین مخلوق خداوند آنجاقدم گذاشته بود...صدای قلبم همه وجودم راگرفته بود تمام اندیشه ام این بو دکه رسول الله راباهمه وجود احساس کنم بااوسخن بگویم..دلتنگی غریبی دردلم غوغا میکرد برلبم نام اوبودوهمه وجودم براوشهادت می دادند.....واکنون خودرابرکف غارحراء می دیدم درحالی که پیشانیم برسجده گاه خاتم پیامبران ساییده می شد خدایا .خداوندا باچه جسارتی من سراپاگناه درعبادتگاه پاکترین بندگانت پانهاده ام ....اشک مجالم نمی داد هیچ چیز قابل باور نبود من در روحانیترین ساعات شب .دربالاترین ارتفاعات مقدس ترین شهریعنی مکه درغارحراء محل نزول برترین کتاب آسمانی ...نه نه نمیتوانم باور کنم هنوز بعداز۴ماه مات ومبهوتم.........شب بودوتاریکی وسکو ت وتنهایی وفراق..که ناگه من شنیدم آن ندای آسمانی را:اللــــهــــم بلــــغ مـــولانـــا الامــــام الــــهــادی المهدی ...سرازسجده برداشتم فریاد زدم این صدا ازکجاست من هرروزبااین صداروزم راشروع میکنم خدایااین صدای آشنااینجاچه می کندمگرممکن است که اوهم اینجاباشدتامن امروزراهم باعادت دیرینه ام هم نواشوم که ناگه صدانزدیکترشد :انــــی اجــــدد لــــه فــی صبیـــحة یـــومـــی هذا...آری درست است این صدای دعای عهد استاد فرهمنده.من خواب نیستم بیدارم....یک نفر گفت خانم بفرمایید باموبایل من گوش کنید..خدایاممنونم چه سعادتی توغارحرادردل شب درعرفانی ترین حالت درمقدس ترین جایگاه زندگیم تجدیدعهد کردم باخداباپیامبر باامام زمان این یک اتفاق نبود یک موهبت بود....خدایاممنونم

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در سه شنبه 30 تیر1388 و ساعت 2:24 | 
بعثت
 

انی بعثت لاتمم مکارم الاخلاق

همانا من برگزیده شدم برای کامل کردن ارزشهای اخلاقی

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در سه شنبه 30 تیر1388 و ساعت 0:54 | 
سجده ی عشق
 سجده یعنی خاک را دُرِّغلطان ساختن     بوسه برآن تربت وکیمیایی ساختن

برسرسجاده هاجان وتن صیقل زدن        بهرزیبایی روح خویشتن راساختن  

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در پنجشنبه 25 تیر1388 و ساعت 1:19 | 
سخن دوست
امام علی علیه السلام :

از سر گرمی بیهو ده دوری کن زیراتوبیهوده آ فریده نشده ای که به لهو ولعب سرگر م شوی ورها نشده ای که به کار بیهوده مشغول گردی.

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در دوشنبه 19 اسفند1387 و ساعت 21:12 | 
روز خوب
امروزیکی ازبهترین روز هابود خداراشاکرم که توانستم بهترین دوستانم را امروزببینم..کسانی که

صفاوصمیمیتشون را نمیشه وصف کرد....

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در دوشنبه 19 اسفند1387 و ساعت 20:44 | 
نگار آ مدنیست

صدای شیهه ی اسب ظهور می آ ید        خبر دهید به یاران بهارآمدنیست

اللهم عجل لولیک الفر ج

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در یکشنبه 11 اسفند1387 و ساعت 22:53 | 
سخن دوست
خویشاوندی به دوری و نزدیکی نسیت خویشاوندی به دوستی است

                                                         امام حسن مجتبی علیه السلام

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در یکشنبه 11 اسفند1387 و ساعت 0:12 | 
در سوگ آفتاب

السّلامُ عَلَیکَ یا نبی الله السّلامُ عَلَیکَ یا رحمۀ للعالمین السّلامُ عَلَیکَ یا مَعدِن الوَحی والتّنزیل

اَللّهُمَّ اجٌعَل جَوامِعَ صَلَواتِکَ و نَوامیَ بَرَکاتِکَ و صَلَواتِ مَلائِکَتِکَ و انبیائِکَ و ائمَّتِکَ و عِبادِکَ و اهلِ السَّموات والارضین عَلی مُحَمَّدٍ عَبدِکَ و رَسولِکَ و شاهِدِکَ و نَبیّکَ و نَذیرِکَ و امینِک و خَیرِ خِیرِتِک مِن خَلقِکَ نبیّ الرّحمۀ

|+| نوشته شده توسط فاطمه خمسی در سه شنبه 6 اسفند1387 و ساعت 13:20 | 
Powered By BLOGFA - Designing & Supporting Tools By WebGozar